تاریخ : پنج شنبه 92/2/5 | 12:0 عصر | نویسنده : مرضیه کامیاب

از قدیم گفته اند وقت طلاست، بنابر این: زمان = پول

همین طور بنابر فرموده ی حضرت فردوسی توانا بود هرکه دانا بود، بنابر این: توان = علم

از طرف دیگر بنابر قوانین فیزیکی، توان عبارت است از کار تقسیم بر زمان، یعنی: زمان / کار = توان

با جای گذاری دو معادله ی اول در معادله ی سوم خواهیم داشت: پول / کار = علم

یعنی: پول و علم نسبت معکوس با یکدیگر دارند و

هرچه علم و سوادت کم تر باشد درآمدت بیشتر است!


همچنین بنابر رابطه ی بالا، علم و کار با یکدیگر، نسبت مستقیم دارند، پس یک رابطه ی بسیار عمیق دیگر:


هر چه پول بیشتری داشته باشی، سوادت کمتر است و نیاز به کار کمتری داری!!


رابطه ی بسیار بسیار عمیق تر دیگر این که چون علم / کار = پول، بنابر این اگر علمت به صفر میل کند، پولت به بی نهایت میل می کند، پس:


اگر بی سواد باشی، مقدار پولت به فلک می کشد!!!



تاریخ : پنج شنبه 92/2/5 | 12:0 عصر | نویسنده : عالیه طاهری

... جبر برای ریاضی‌دانان در حکم چیزی است که «شیطان» به «فاوست» عرضه کرد. همان‌طور که می‌دانید در نمایش‌نامه‌ی «فاوست» گوته، «شیطان» به «فاوست» پیشنهاد می‌کند هر چه می‌خواهد از او درخواست کند و در عوض روحش را به او بفروشد.



«جبر» همان پیشکش «شیطان» به «ریاضی‌دان» است. «شیطان» می‌گوید: «من این ماشین نیرومند را به تو می‌دهم تا بدین‌ترتیب پاسخ‌گوی همه‌ی سؤال‌هایت باشد. در عوض باید روحت را به من بدهی.» (امروز به‌جای ماشین می‌توان کامپیوتر را گذاشت!) البته ما دوست داریم هر دو را داشته باشیم: سعی می‌کنیم شیطان را فریب دهیم؛ تظاهر می‌کنیم روح‌امان را فروخته‌ایم، و عملا این کار را نمی کنیم. با این حال در این جا روح‌امان در خطر است زیرا وقتی به محاسبات جبری می‌پردازیم، از فکر کردن، فکر هندسی کردن، فکر کردن درباره‌ی معنا، دست می‌کشیم...
شاید موضع من در این مورد قدری افراطی باشد، ولی منظور افراطی در «جبر» همیشه همین بوده است که فرمولی تولید کند که بتوان آن را در ماشینی قرار داد، دستگیره‌ای را چرخاند و پاسخی بیرون آورد. چیزی را که معنایی دارد می‌گیرید، آن را به فرمول تبدیل می‌کنید و جواب را به‌دست می‌آورید. در این فرایند دیگر لازم نیست فکر کنید که مراحل مختلف در «جبر» متناطر با چه چیزهایی در «هندسه»‌اند. در نتیجه ممکن است بصیرت و دیدگاه هندسی خود را از دست بدهید ...




تاریخ : پنج شنبه 92/2/5 | 11:59 صبح | نویسنده : عالیه طاهری

 به نام یگانه خبیر هستی

 

سلامی به تعداد مطالب این وبلاگ باره

اگر مایل باشید چند مطلب جالب راجع به عدد پی

به ایرانی بودن خودتون افتخار کنید!!...چون...

«عدد پی» برای اولین بار توسط «غیاث‌الدین محمود کاشانی»، دانشمند و ریاضی‌دان برجسته‌ی ایرانی به دنیای ریاضی معرفی شد.

او این رقم را تا 15 رقم اعشار با به‌دست آوردن نسبت محیط دایره‌های مختلف به قطر آنان محاسبه کرد.

تا این‌که در سال 1384 (2005 میلادی) بزرگ‌ترین ماشین حساب موجود توسط پروفسور «یاسوماسا کانادا» (Yasumasa Kanada) و تیمی متشکل از محققین ریاضی توانست عدد شگفت‌انگیز را تا 1240000000000 رقم اعشار محاسبه کند.

رکورد قبلی این کار توسط همین پروفسور و در سال 1378 (1999 میلادی) ثبت شده بود. تعداد ارقام این عدد اعجاب‌انگیز در رکورد قبلی 206158000000 بوده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عدد پی در خودروها:

شما که در خودروی خودتون نشستید و با سرعت باحالی در جادّه می تازید‌ و به سرعت سنج نگاه می کنید و سرعتتون رو کنترل می کنید ? می دونید ماشین شما چقدر محاسبه ریاضی می کنه؟

اوّل محیط تایر رو حساب می کنه بعد ضرب در تعداد دوراش می کنه




تاریخ : پنج شنبه 92/2/5 | 11:58 صبح | نویسنده : عالیه طاهری

مرد تردست و جوان ساده دل!

مردی تردست که با جوانی ساده دل اما ازمند همسفر شده بود و به مقدار پولش
پی برده بود به او چنین پیشنهادی کرد:
تردست:دوست داری پولت را دو برابر کنم؟؟
ساده دل:چه بهتر از این.
تر دست:یک شرط دارد هر بار که پولت را دو برابر کنم باید 800 تومان به من بدهی
قبول میکنی؟؟
ساده دل شرط را پذیرفت اما پس از 3 بار همه ی پولهایش را از دست داد!!
این جوان ساده دل قبل از این شرط بندی چند تومان با خود داشته است؟؟

**جوان در بار سوم که پس از دو برابر شدن پولش و پرداختن 800 تومان چیزی
برایش نمانده 400 تومان داشته است
بار دوم پس از دو برابر شدن پولش 1200=800+400 تومان و پیش از ان 600=2/1200 تومان داشته است .
به همین ترتیب معلوم میشود که پولش در بار نخست برابر بوده با:
700=2/(600+800).................700 تومان



تاریخ : پنج شنبه 92/2/5 | 11:57 صبح | نویسنده : عالیه طاهری

یک مساله ی معروف!!

دو عرب با هم مسافرت میکردند یکی از انها 5 قرص نان و دیگری 3 قرص نان با خود
داشت. عرب سومی به انها پیوست .شب شد و همه با هم 8 قرص نان را خوردند.عرب سوم 8 درهم به ان دو عرب دیگر داد که بر سر تقسیم ان بین این دو اختلاف افتاد.
ان که 5 قرص نان داشته بود می گفت تقسیم باید به نسبت 5 به 3 انجام گیرد
و دیگری می گفت باید به تساوی باشد.اختلافشان بالا گرفت
و سرانجام از حضرت علی داوری خواستند .ان حضرت 7 درهم را حق صاحب 5 قرص نان و1 درهم را حق صاحب 3 قرص نان دانست!!!
به نظر شما داوری حضرت بر چه پایه ای بوده است؟

**نکته ی اصلی در حل این مساله ان است که معلوم شود عرب میهمان چقدر نان
خورده و از انچه خورده چه مقدارش از ان هر یک از دو عرب بوده است .چون 8 قرص نان را سه نفر به تساوی خورده اند پس هر کدام هشت سوم قرص نان را خوره اند.
ان که 5 قرص نان داشته هشت سوم انها را خودش خورده و هفت سوم انها را عرب
سوم خورده است و دیگری که 3 قرص نان داشته هشت سوم انها ره خودش خورده و تنها یک سوم انها را به عرب سوم داده است.
بنابراین 8 درهم باید به نسبت هفت چهارم و یک چهارم تقسیم شود که سهم اولی 7 درهم وسهم دومی 1 درهم است.




تاریخ : پنج شنبه 92/2/5 | 11:56 صبح | نویسنده : مرضیه کامیاب

خدایا! شکر که تو را حدی برایت متصور نیست. سپاس تو را که بی نهایت مهربانی و بی شمار پاک خدایا! حمدو سپاس ازآن توست که محیطی بر تمام عالم و تو تکیه گاهی بر تمام موجودات . خداوندا! بنده ای هستم سراپا تقصیر که وجودم برمحور حیات در محاصره پیکانهای شیاطین است. خدایا! دستم را بگیر که من کسری از توأم و وجودم از آن توست و همهمرا به نام تو می شناسند که من مشتقی از حد بی انتهای توام . پروردگارا! ببخشای مرا آن لحظه که من بر عمودی غیراز تو تکیه می کنم و همه ستون ها ناپایدارند وقتی تو نباشی . بارالها! نمی خواهم فقط محیط زندگی ام از نام و یاد تو پرشود که من طالب آنم که مساحت وجودم از تو پر شود. معبودا! تو آن قدر گویایی که من از وصف تو ناتوانم بند بند وجودماز شعاع نور توست که گرم و روشن می شود. من می خواهم به تو برسم بدون آنکه لحظه ای بیم تقسیم و تردید داشتهباشم . الها! قلبم از فرآورده هایی انباشته شده که گاه تراکمی از نادرست هاست . خدایا! من چون مثلثی هستم که میخواهم زاویه کارهایم قایم به وتری باشد که نام تو بر تارک آن نقش بسته باشد . خدایا! می خواهم از 100 درصد زندگی توآن را پرکنی وقتی تقسیم می کنند تو باشی وقتی جمع می شوم تو شوی و آن گاه که مرا ضرب می کنند حاصل آن تویعنی بی نهایت باشی اما مباد آن لحظه که منهای تو باشم . خداوندا! آن روز را برسان که روح و جسم در تقارن هم و درموازی دستورات تو باشد . بارالها! در روز معاد ترازوی اعمال مرا آن سان کن که کفه خوبی هایش ولو به ذره ایسنگین تر از اعمال ناشایستم باشد . پروردگارا! مرا کمک کن، قلبم و جانم آن قدر وسیع شود که هکتار هکتار آن را بذردوستی بکارم و مهربانی درو کنم . خداوندا! تمام اعمال نیکم را به توان (n) برسان و آنها را هدیه می کنم به مساحت 8+6 تنی که گل وجودم از آنها سرشته شده است . بارالها! 103*(2*62) صلوات بر 3-8 نور مقدسی که آدم به نام آنهاوبه نمود . خدایا مرا ببخشای و در دایره زندگی مرا حیران خودت کن!




تاریخ : پنج شنبه 92/2/5 | 11:56 صبح | نویسنده : عالیه طاهری

  بسم الله الر‌ّحمن الرّحیم

 

سلام سلام صد تا سلام

یه سؤال ریاضی-شگفتی از شما داشتم:

تا حالا به شباهت های بین بی نهایت و صفر پی ببرده اید !

                 صفر =  صفر + صفر << بی نهایت = بی نهایت + بی نهایت

یا این که اگر بی نهایت را X بار در هم ضرب کنیم جواب همان بی نهایت می شود و صفر هم همچنین

آیا این مطلب شما را به خدا نز دیکتر نمی کند؟ چرا؟ چون خدا در همه حال ها با ماست  و خلاء ما را پر می کند

همه حال ها = بی نهایت و خلاء = صفر

یعنی که خدا برای ما نهایت نهایت هاست و شروع شروع هاست




تاریخ : پنج شنبه 92/2/5 | 11:23 صبح | نویسنده : عالیه طاهری
تاریخ : پنج شنبه 92/2/5 | 11:16 صبح | نویسنده : عالیه طاهری
نحوه ی اندازه گیری عدد پی

انیمیشنی که روشی برای تقریب عدد پی ، ارائه می کند .


دایره‌ای به شعاع 1 واحد در نظر بگیرید . همان طور که در شکل زیر می‌بینیم مساحت چند ضلعی‌های منتظم محاط در این دایره با افزایش تعداد ضلع‌ها به سمت مساحت دایره که همانا عدد پی می‌باشد ، نزدیک و نزدیک تر می‌شوند .

ریاضی سرا            www.riazisara.ir




تاریخ : پنج شنبه 92/2/5 | 11:15 صبح | نویسنده : عالیه طاهری
لطیفه ی ریاضی

شکایت:

یک دهاتی پیش کدخدای ده شکایت برد و گفت:

آدم های شما محصول زمین مرا ده برابر اندازه واقعی تخمین زده اندکه مالیات بیشتری بگیرند.

کدخدا عصبانی شد و گفت عمو با ده من ریش خجالت نمیکشی دروغ میگویی/

پیر مرد گفت:وقتی شما چند مثقال ریش مرا ده من حساب میکنید از ادم های شما نمیتوان ایراد

گرفت که چرا ده برابر تخمین میزنند.




  • رمز موفقیت
  • صحاب
  • ضایعات